۱۳۹۵/۰۷/۲۹
۰۱:۴۱
اولین بار که عکسش را دیدم مهرش به دلم نشست در تمام این سالها هر از گاهی مثل تصنیفی قدیمی گاه و بیگاه،جا و بیجا هروقت عشقش می کشید مثل حسرتی شیرین می پیچید توی سینه ام تا خلاصه دیشب و امروز در آغوشش آرام گرفتم. عشق اینجوری است دیگر هزارو دویست کیلومتر را کوله به پشت با اتوبوس و مینی بوس و پراید و پیکان طی می کنی تا یک شب کنارش باشی. پ.ن: نایبند،نایبند عزیزم با قلب من چی کار کردی؟

رئوف افشار


1
موضوعات مهم
شبکه نظر۰
مطالب منتشر شده امروز : ۰