۱۳۹۵/۰۸/۰۷
۱۱:۲۷
حالا من اینجا ایستاده ام ! دعوتی دارم از سوی دوستی مهربان برای دیدار با عزیزترین این روزگار همسرم با عجله خود را می رساند و ما طول کوچه ای در میانه ولیعصر را با شتاب طی می کنیم ! اگر بال داشتیم پرواز می کردیم برای این دیدار به در خانه ای رسیدیم و زنگ زدیم ! در باز شد ! داخل شدیم ! دوست مهربان از ما دعوت کرد تا بشینیم و منتظر استاد شویم خانه گرم و صمیمانه بود !

بهزاد خداویسی


1
موضوعات مهم
شبکه نظر۰
مطالب منتشر شده امروز : ۰