عکس‌هایی که کابوس یک ملت است

آزاده اخلاقی زاده ۱۳۵۷، شیراز. عکاس و کارگردان ایرانی در زمینه تاریخ و فارغ‌التحصیل دانشگاه RMIT ملبورن استرالیا است این هنرمند صحنه مرگ اشخاصی را به تصویر کشیده که از صحنه مرگ آن‌ها هیچ گونه تصویری ثبت نشده است. اخرین پروزه او «به روایت یک شاهد عینی» شامل ۱۷ مرگ در تاریخ معاصر ایران است.
این آلبوم از عکسهای آزاده اخلاقی شامل عکس های صحنه ای از لحظات مرگ یا قتل چهره های مهم سیاسی – فرهنگی ایران معاصر است. از اعدام میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل در مشروطیت تا مرگ سهراب شهید ثالث، فیلمساز در آمریکا. آزاده اخلاقی درواقع نخست صحنه ی تاریخی مورد نظر خود را میسازد و سپس با تکنیک های مدرن و بدیع عکسهایی از آن گرفته و در پایان عکسها را ترکیب میکند.

صحنه سازی های او افزون بر کار قوی دکورسازی و صحنه آرایی و گریم، به پژوهش های تاریخی درباره اتفاق مورد نظر نیز نیاز دارد.
این هنرمند نخست به خود قبولانده که همه اینها برای آرمانی واحد – مثلا آزادی – تلاشگر بوده اند و سپس در آثار تلاش کرده این مسئله را به مخاطب نیز بقبولاند. ولی برای کسی که اندکی با تاریخ معاصر آشناست جای پرسش باقی است که به نظر میرسد هنرمند بیشتر به اسطوره های چپ شیفتگی دارد و اوج هنر او را باید در عکسهایی که مربوط به قهرمانان چپگرای ایران است دید. به نظر میرسد آثار دیگر تنها تکمیل کننده ی آلبوم او هستند تا این شائبه پیش نیاید که هنرمند نگاهی ایدئولوژیک دارد.
آزاده اخلاقی دیدگاه خود را اینگونه مطرح میکند:من نمی‌خواستم صحنه‌های تاریخی را بازسازی کنم و این کار را هم انجام نداده‌ام. این حقیقتی که من پیدا کردم و در عکس‌ها هم نشان دادم، همه حقیقت نیست و کاملا از زاویه دید من است. کما اینکه من در تمام عکس هام هستم و در تمام پروژه‌هایم هم بودم، هر بار با نگاه دیگر و شیوه دیگری. من می‌خواستم بگویم اگر در آن لحظه بودم، چطور می‌شد و من چکار می‌کردم.
حضور این زن در این ۱۷ مرگ تاریخی، حکایت تازه‌ای است در ارائه دریافت متفاوتی از تاریخ معاصر؛ چنان که به نظر می‌رسد، جامعه امروز دارای چنان قابلیتی شده که زنان نیز بتوانند روایت خود را از تاریخ بیان کنند. اتفاقی که تا یک دهه قبل غیر ممکن به نظر می‌آمد. همانطور که فروغ فرخزاد، یکی از زنان ساختار شکن این تاریخ که اتفاقاً عکسی از صحنه مرگ او نیز تهیه شده به زعم یک نویسنده و منتقد ادبی از سوی جامعه به سمت مرگ هدایت و به عبارتی «جوان مرگ» شده است.
با این که آزاده اخلاقی، خود به روایت زنانه اعتقادی ندارد، اما در این مسئله که زنی با ویژگی های زنانه راوی تاریخ شده است و با استفاده از منابع تاریخی اقدام به روایت جدیدی گرفته، شکی نیست.

وی شخصا در همه این عکسها به عنوان کسی که از اکنون به لحظه ای حساس در تاریخ پرتاب شده، حضور دارد. اگر به عکسها دقت کنید او را در گوشه ای با شال سرخ رنگ می بینید. او در بیشتر مواقع غمگین به دیوار تکیه داده و تراژدی را تماشا میکند.ولی گاه در صحنه های مهیج در صحنه دخالت کرده و تلاش میکند در تاریخ دخالت کند! مثلا در صحنه کشته شدن فروغ فرخزاد به سوی او میدود تا شاید نجاتش دهد.
«امروز روز اول دیماه است من راز لحظه ها را میدانم و حرف لحظه ها را میخوانم نجات دهنده در گور خفته است و خاک . خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش – فروغ فرخزاد»
وی در پاسخ این سوال که چطور شد به فکر ثبت این صحنه ها افتاد گفت : موضوع اولیه این پروژه مرگ بود و طی یک پروسه طولانی به این سوژه رسیدیم. با مرگ شروع شد و بعد به مرگ‌های تراژیک رسیدیم. دلیل انتخاب این مرگ‌ها این بود که عکسی از آن‌ها نیست و یا اینکه در خود حقیقتی را داشته که من دنبال آن‌ها بودم. تعدادی افراد انتخاب شد و مرتب کم و کم تر شد که رسیدیم به هجده نفر و در آخر هم یک نفر حذف شد. اخلاقی میگوید غلامحسین ساعدی به «دلایلی »حذف شد. غلامحسین ساعدی نویسنده ی اجتماعی بود که بعداز پیروزی انقلاب خودش را به پاریس تبعید کرد ودر ۱۳۶۴در پاریس درگذشت.

آخرین اخبار