تاریخ درج خبر : ۱۳۹۵/۰۸/۰۳
کد خبر : ۱۲۰۹۱۰
+ تغییر اندازه نوشته -

لیست امید مدرسه

%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8cاز مدرسه آمده و میگه: من دیگه دبستان پویا نمیرم!!!
میگم چرا آخه؟ میگه امروز اُمدن واسه انتخابات شورای مدرسه نام نویسی کردن اما اسم منو ننوشتن!
حالا واسه اینکه اسم منو واسه انتخابات ننوشتن، منم دیگه مدرسه پویا نمیرم و میخوام مدرسمو عوض کنم!!!
اعتراض شدید امیرمحمّد به من و مامانم باعث شد تا مراتب اعتراض امیرمحمّد رو به رئیس ستاد انتخابات مدرسه (مهندس مهدی باقریان) اعلام کنیم؛ که با بررسی های که صورت گرفت، رئیس ستاد انتخابات طی بیانیه ای رسمی اعلام کرد: که امیرمحمّد یوسفی نامزد انتخابات مجلس شورای دانش آموزی از #لیست_امید در انتخابات ثبت نام و از شورای نگهبان تائید صلاحیت شدن.
#امیرمحمّد ما الان کلاس چهارمی هست و برای اولین بار شرایط حضور در انتخابات رو پیدا کرده؛
از همین الان میگه:
وای وای!
از این به بعد میخوای برا جلسات بری استانداری!
باید با بابا هم هماهنگی کنم که جلسات شورای اداری منم با خودش ببره؛ خب منم نماینده دانش آموزان شهرستانم، پس باید تو جلسه باشم!
بهش میگم به نظرت رای میاری داداش؟
میگه اگه بچه های اصلاح طلب و اعتدال و روحانی حمایت کنن تو سال اول انتخاباتم، رای اول میشم!!!
میگم؛ و اگر رای نیاوردی چی؟
میگه اعتراض میکنم و میگم باید تمام صندوق های رای دوباره بازشماری بشه!
میگم؛ رقبات کیا هستن؟
میگه کلاس پنجم و ششمی های گردن کلفتی تو انتخابات هستن اما من چون نیروی جون و البته خوشتیپیم ؛ شک نکن همه بهم رای میدن!
امروز که رفتیم عکس و پوستر تبلیغاتیشو آماده چاپ کنیم؛ میگم امیر، چه ژستی مد نظرته؟
ژست بالای که توی تصویر بالا هست رو میگیره و بهم میگه: ژستم اینه؛ میخوام به همه بگم: که پیروز قطعی انتخابات منم و بچه ها آمده جشن پیروزی باشن…
میگم: خط فکری و سیاسیت چیه: میگه واسه دوستای اینستاگرامیت بنویس: من #اصلاحطلبم و طرفدار #رئیس_جمهور و تا ١۴٠٠ کاندیدمونه.
اینم شعری که واسه داداش امیرمحمّدم انتخاب کردم:
یک نفر آمده، تا باز کند پنجره ها را
باز، لبریز از آواز کند حنجره ها را
.
نبض موسیقیِ بی وقفه ی باغم شود، آنگاه
فرصتی سبز ببخشد همه ی زنجره ها را
.
یک نفر آمده از کار فرو بسته ی من، باز
به سرانگشتِ کرامت بگشاید گره ها را
.
آه… تو کیستی و چیستی- ای روح سخاوت!-
که دهی جان دگر در نظرم منظره ها را؟
.
دست و آغوش و نگاه و نفَسَت، یکسره خوبند
کاش می شد به من ایثار کنی، یکسره ها را !

تنظیم کننده:

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

احسان یوسفی

این مطلب توسط «احسان یوسفی» در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. نظر سوژه های دارای ارزش خبری را از شبکه های اجتماعی رصد و بازنشر می کند.
موضوعات مهم
شبکه نظر۰
مطالب منتشر شده امروز : ۰