صنف روحانیت

برخی در تعریف روحانیت معتقدند روحانیت به طبقه ای گفته می شود که از راه دین نان می خورد و امرار معاش می کند ممکن است معمم یا غیر معمم، با سواد یا کم سواد و پارسا یا نا پارسا باشند اما همه در یک ویژگی مشترکند و آن ارتزاق از راه دین است و همین است که از این افراد یک صنف می سازد و حول یک محور واحد گرد هم می آورد مثل پزشکان که از تخصص پزشکی و مهندسان از تخصص مهندسی خود امرار معاش می کنند. براین اساس علم و تقوا، تقدس و تفقه و لباس روحانی هیچ کدام ملاک روحانی بودن نیست.
مرحوم شهید مطهری در مقاله مشکل اساسی در سازمان روحانیت به این تعریف اخیر و نحوه آن سخت می تازد و ام الافات روحانیت را در نحوه ارتزاق و امرار معاش آنها می داند.
روحانی اگر دولتی باشد و از دست حکومت ارتزاق کند هیچگاه نمی تواند در مقابل ناراستیها و کاستیهای دولت بایستد و به آن اعتراض کند زیرا کارمند و حقوق بگیر دولت و حکومت است و استقلال و استغنا و حریت و عزت خود را از دست می دهد. در نتیجه آرای خود را به نحوی بیان می کند که حکام را نرنجاند و آنچه در اینجا قربانی می شود دین خداست.
به گمان من تعریف طلبگی و روحانیت در معنای حقیقی آن پوسته ای دارد و مغزی و برای درک حقیقت معنای آن باید به این دو بخش توجه داشت. قشر و پوسته معنای روحانی و طلبه به کسانی گفته می شود که در زمینه علوم دینی و حوزوی تحقیق و تحصیل و تدریس می کنند و می توان این عنوان را به مجموعه ای از مفسران و فقیهان و فیلسوفان و دین شناسان و ملبسان به کسوت روحانی اطلاق کرد. اما مغزی هم در تعریف روحانی وجود دارد که بدون آن فرد طلبه از ماهیت روحانیت تهی و خالی خواهد بود و آن این است که به فرموده مرحوم شهید بهشتی بر طبق تعالیم اسلام، روحانیت سِمَت و مقامی نیست که در سایه آن روحانیون امتیازات مادی کسب کنند یا حرفه‌ای که نظیر حرفه‌های دیگر یک دسته آن را پیشه و وسیله امرار معاش خود قرار دهند. روحانیت در اسلام به معنی آراسته بودن به فضیلت علم و تقوا و مجهز بودن برای انجام یک سلسله وظایف اجتماعی دینی و واجبات کفایی است. بی آن‌که علم و تقوا سرمایه دنیاطلبی گردد.
من تلاش کردم از ابتدای طلبگی ام روحانیت را منبع ارتزاق و امرار معیشتم قرار ندهم و هویت علمی معنوی طلبگی را بر هویت صنفی آن ارجح بدانم من حقوقدانم و خرسندم که از شهریه و وجوهات بهره ای ندارم

آخرین اخبار