تاریخ درج خبر : ۱۳۹۵/۰۵/۲۱
کد خبر : ۱۱۸۱۳۴
+ تغییر اندازه نوشته -

نگاهی تخصصی به انتقال آب از کارون

انتقال آب بین‌حوضه‌ای، انتقال فیزیکی آب از یک حوضه به حوضه دیگر است که در این جابه‌جایی یک حوضه آبریز به‌عنوان حوضه مبدأ آب را از دست می‌دهد و حوضه آبریز دیگر به‌عنوان حوضه مقصد آب را به‌دست می‌آورد. آب انتقالی می‌تواند آب سطحی، زیرزمینی یا آب‌های بازیافتی و نامتعارف باشد و از نظر تقسیمات سیاسی ممکن است حوضه‌های مبدأ و مقصد در یک استان، بیش از یک استان یا بیش از یک کشور قرار گیرند. کشور ما با داشتن یک درصد جمعیت جهان تنها ۰,۳۶ درصد منابع آبی را در اختیار دارد و دارای میانگین بارش ۲۵۰ میلی‌متر در سال است. علاوه بر این میزان کم بارش، توزیع نامناسبی نیز دارد. این توزیع نامناسب زمانی و مکانی بارش‌ها باعث ایجاد محدودیت‌های طبیعی در مدیریت منابع آب کشور شده است، اما متأسفانه به‌جای مدیریت‌کردن محدودیت‌های طبیعی و افزایش قابلیت‌ها و ظرفیت‌های سازگاری، ظرف سه دهه اخیر و به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی، مسائل و چالش‌های انسان‌ساخت بیشتری بر منابع آب کشور وارد آمده است. در اوایل به‌طور عمده با ایجاد انواع و اقسام سدهای مشابه، سعی در مدیریت سیلاب‌ها، تولید انرژی و آبرسانی برای مصارف مختلف داشته‌ایم، اما از دهه پیش طرز تفکر جدیدی در کشور در نحوه مدیریت آب پدیدار شده است: انتقال آب بین‌حوضه‌ای! آنچه در طرح جامع منابع آب کشور از سوی وزارت نیرو در افق سال ۱۴۰۰ پیش‌بینی شده، این بود که تا آن سال باید از طریق انتقال آب در حدود ۹۸,۳ میلیارد مترمکعب آب جابه‌جا شود، اما پیش از رسیدن به آن زمان طبق طرح‌های در حال مطالعه و در حال ساخت و به بهره‌برداری رسیده تقریبا ۶,۷۲۴۹ میلیون مترمکعب آب جابه‌جا خواهد شد.

سابقه انتقال آب از کارون
الف- تونل‌های کوهرنگ: سابقه انتقال آب بین حوضه‌ای در ایران به سال ۹۹۶ هجری‌شمسی برمی‌گردد که برای اجرای انتقال آب طرحی اجرا شد اما به نتیجه نرسید تا اینکه بر اساس همان ایده با حفر تونلی به طول دو هزار و۸۴۰ متر در سال ۱۳۳۲ تونل اول کوهرنگ با میانگین سالانه حدود ۳۰۰میلیون مترمکعب به حوضه زاینده‌رود جابه‌جا شد. پس از آن تونل دوم کوهرنگ (به طول۱۰هزار و ۳۶۰ متر) در سال ۱۳۶۴ به بهره‌برداری رسید. تونل سوم کوهرنگ نیز به طول ۲۴ کیلومتر برای انتقال حدود ۲۵۵ میلیون مترمکعب در سال از رودخانه کوهرنگ (سرشاخه اصلی کارون) به زاینده‌رود از سال ۱۳۷۳ شروع شد که به‌دلیل دشواری‌های زمین‌شناختی، بسیار بیشتر از زمان تعیین‌شده، در مرحله طراحی به‌طول انجامیده و همچنین سبب خشکیدن برخی از چشمه‌های منطقه با آبدهی حدود یک مترمکعب بر ثانیه شده است. به‌این‌ترتیب در دوره‌های خشکسالی، آب انتقالی توسط تونل‌های اول، دوم و سوم کوهرنگ مجموعا در حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب در سال بوده که معادل حدودا یک‌سوم ظرفیت موردانتظار این تونل‌ها در مرحله طراحی پروژه‌ها بوده است و این امر هم به‌خاطر برآورد اولیه دست بالای طرح و هم به‌علت اثرات خشکسالی‌ها و تغییر اقلیم در کل کشور بوده است. از سوی دیگر ازآنجاکه برنامه‌ریزی مصرف بر اساس ظرفیت نامی تونل‌ها بوده است؛ در نتیجه کمترشدن عملکرد انتقال آب تونل‌ها نسبت به ظرفیت آنها باعث شده نه تنها مشکل کم‌آبی منطقه مقصد در شرایط خشکسالی برطرف نشود، بلکه بحران کم‌آبی تشدید نیز شود. خشکیدن زاینده‌رود در سال‌های اخیر بیش از آنکه متأثر از خشکسالی باشد، به‌خاطر توسعه ناپایدار تحمیل‌شده بر زاینده‌رود به‌واسطه اجرای تونل‌های انتقال آب است. چه‌بسا اگر این طرح‌های انتقال آب اجرا نمی‌شد، توسعه در حوضه زاینده‌رود با سیاست‌های صرفه‌جویانه آب و با احتیاط بیشتری انجام می‌شد و امروز شاهد اجرای طرح‌های بزرگ آب‌بر و نیز آلایندگی زیاد در منطقه اصفهان و همچنین شاهد عدم موفقیت در اجرای سیاست‌های مدیریت تقاضا نبودیم.

انتقال آب رودخانه دز به قمرود
یکی دیگر از طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای از کارون، طرح دز به قمرود است. این طرح نیز دارای سابقه زیاد بوده و در سال ۱۳۳۰ خورشیدی مطالعاتی توسط محققان فرانسوی و ایرانی برای تأمین آب قم در مسیر رودخانه قمرود انجام شد. متعاقبا ایده ساخت سد ۱۵خرداد ارائه شد که در سال ۱۳۷۳ به بهره‌برداری رسید و از پیامدهای این انتقال آب که هیچگاه بررسی نشده بود، شوربودن و تلخی آب قمرود در محل سد ۱۵خرداد به‌علت کم‌عمق‌بودن، سطح بالای مخزن دریاچه سد و تبخیر بالایی که باعث شد با لبشور شدن آب سد، مردم قم سال‌ها آب خود را از طریق تانکرهای انتقال آب، دستگاه‌های کارتی فروش آب و… تأمین کنند. این طرح از سال ۱۳۸۲ آغاز شد که اجرای آن موجب انتقال سالانه ۱۸۱ میلیون‌ مترمکعب آب از رودخانه‌های الیگودرز به سد کوچری و تصفیه‌خانه آن شد. مبدأ اصلی تأمین آب رودخانه چشمه سرداب در جنوب‌غربی الیگودرز در دامنه‌های شرقی اشترانکوه در استان لرستان واقع شده است. هدف از اجرای این طرح، انتقال آب برای تأمین آب شرب و مصارف صنعتی ۱۰ شهر و ۳۰ روستا ازجمله خوانسار، خمین، گلپایگان، محلات، نیمور، سلفچگان، ساوه و قم و جبران کمبود آب شهرهای مرکزی که رشد جمعیت دارند، اعلام شده و افق این طرح سال ۱۴۲۵ است. این طرح شامل چهار سد انحرافی است که نقش آنها جمع‌آوری آب از دره‌های شهرستان الیگودرز و سرشاخه‌های دز است. علاوه‌براین سه تونل متفاوت اجراشده که نقش آنها جمع‌آوری و انتقال آب به ابتدای سامانه انتقال آب است. در مجموع ظرفیت انتقال و جمع‌آوری آب در این طرح ۲۳ مترمکعب بر ثانیه است درحالی که بیشترین میزان آبی که از سد کرج به تهران می‌آید ۱۱ مترمکعب بر ثانیه بوده و ظرفیت سامانه یادشده، بیش از دو برابر آب انتقالی از سد کرج به تهران است. ظرفیت نهایی انتقال آب در این پروژه ۵هزار لیتر در ثانیه و مقدار انتقال آب برای افق سال ۱۴۱۰ به ۲۴۰ میلیون مترمکعب می‌رسد که مطالعات آن در حال انجام است.

اعتراض‌ها و خسارت‌ها
انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای اطراف باعث پایین‌رفتن شدید سطح آب زیرزمینی و در نهایت خشک‌شدن کامل یا در آستانه خشکیدن بیش از ۲۳۱ حلقه چاه شد اما تاکنون هیچ‌گونه حقابه‌ای برای این روستاها در نظر گرفته نشده است. اجرای طرح سبب ازبین‌رفتن مجتمع‌های پرورش ماهی در شهرستان الیگودرز شده است. همچنین نام‌گذاری باعث واکنش‌هایی در میان مردم استان لرستان شد. برخی از نمایندگان شهرهای مختلف استان‌های لرستان و خوزستان در سنوات مختلف نسبت به اجرای طرح مخالفت کردند. این طرح درحالی برای استان‌های دیگر هدف‌گذاری شده است که ۸۹۲ روستای لرستان مشکل آب آشامیدنی دارند و ۶۸هزار جمعیت روستایی این استان به وسیله تانکر آبرسانی می‌شوند، اجرای این طرح باعث واردآمدن خسارت‎های جبران‌ناپذیری به محیط زیست استان لرستان به‌ویژه زیستگاه‌ها و مراتع طبیعی شرق این استان شده است. مجریان پروژه قمرود بدون مجوز اقدام به اجرای طرح کرده و پس از گذشت پنج سال از آغاز اجرای طرح اقدام به دریافت مجوز زیست‌محیطی کرده‌اند. از سوی دیگر در این مطالعات بررسی‌های لازم در مورد وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باید صورت گیرد.

چالش‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای بهشت‌آباد
درصورتی‌که برنامه‌ریزی و ارائه طرح انتقال آب بین‌حوضه‌ای با دیدگاه جامع‌گرایانه و رعایت اصول مدیریت یکپارچه منابع آب انجام شود، علاوه‌بر تعادل بین منابع، مصارف و توسعه پایدار، می‌توان امید داشت که محیط زیست و اکوسیستم مناطق تحت‌تأثیر نیز حفاظت شوند. در مورد حوضه کارون- زاینده‌رود، طرح بهشت‌آباد از جمله طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای است که در حال حاضر در دست مطالعه است. در مطالعات شناخت این طرح، میزان آب قابل انتقال ۱,۱ میلیارد مترمکعب بر سال درنظر گرفته شده ‌بود ولی در مطالعات مرحله اول، این رقم به ۷۴۶ میلیون‌ مترمکعب در سال، کاهش داده شد و متعاقبا در شهریور ۱۳۸۹، این رقم به ۵۸۰ میلیون‌متر مکعب در سال کاهش یافت. ملاحظه می‌شود در روند مطالعات این طرح، همانند سایر طرح‌ها در کشور، تمایل کارفرما این بوده که تا حد امکان، میزان آب قابل‌انتقال «دستِ بالا» در نظر گرفته شود تا امکان اجرای برنامه‌های توسعه‌ای بیشتری در مقصد فراهم شود که این امر احتمالا سرمنشأ تشدید بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی خواهد بود. حال اگر میزان آب قابل‌انتقال براساس درجه اعتماد ۹۵درصد (که مناسب برای تأمین آب آشامیدنی و صنعت است) انجام شود، توسعه در ناحیه مقصد بیشتر کنترل شده و آب مطمئن به این حوضه منتقل خواهد شد و همین امر زمینه‌ساز توسعه پایدار خواهد بود. البته در کشور ما، مشکل فوق‌الذکر تنها به تونل‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای محدود نشده و در مورد بسیاری از طرح‌های سدسازی نیز اتفاق می‌افتد که در طول یک دوره ۵ تا ۱۰ساله، حتی یک مرتبه هم پر نشوند (از جمله سد ۱۵خرداد و بسیاری از سدهای دیگر) و این به‌معنی ایجاد مسائل زیست‌محیطی هم برای منابع آب موجود در مخزن سد و هم برای نیازهای پایین‌دست می‌باشد.
در طرح موجود، احداث سد مخزنی بهشت‌آباد با حجم مخزن ۷,۱ میلیارد مترمکعب در دستور کار است که ۲,۱ میلیاردمتر مکعب آن، به‌حجم مرده اختصاص دارد. لذا با توجه به اینکه ظرفیت ذخیره موردنیاز طرح، کمتر از ۵۰۰ میلیون‌ مترمکعب در سال است، احداث یک سد بزرگ به‌هیچ‌وجه توجیه ندارد و باید در مورد آن تجدیدنظر شود؛ به‌ویژه آنکه مخزن سد بهشت‌آباد مورد نظر کارفرمای طرح، به‌دلیل بزرگ بودن، موجب زیر آب رفتن شهر و روستاهای محدوده مخزن با جمعیت حدود ۵۰۰۰ نفر، زیر آب رفتن اراضی مرغوب کشاورزی، باغات و مزارع پرورش ماهی، جاده‌های ارتباطی و تأسیسات مختلف می‌شود و علاوه‌برآن، به‌دلیل حجم بالای مخزن و شرایط زلزله‌خیز بودن منطقه اردل، خطر وقوع زلزله القایی را افزایش می‌دهد. همچنین وجود تشکیلات ناپایدار زمین‌شناختی در محدوده مخزن و خطر ریزش دیواره‌های مخزن، از جمله مشکلات دیگر سد بهشت‌آباد است که این موارد، تبعات و پیامدهای زیست‌محیطی و اقتصادی، اجتماعی عدیده‌ای را پدید می‌آورد. این درحالی است که درباره تغییر محل احداث سد و کاهش ارتفاع آن پیشنهادهایی ارائه شده که اثرات تجمعی محیط‌زیستی و اقتصادی، اجتماعی طرح را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی و نتیجه
واقعیت این است که عمده پتانسیل‌های مناسب انتقال آب بین‌حوضه‌ای در سال‌های قبل مورد استفاده قرار گرفته است و طرح‌های جدید مطرح‌شده از پتانسیل طبیعی پایینی برخوردار بوده و به‌همین علت اجرای این‌گونه طرح‌ها توأم با صرف هزینه گزاف، زمان طولانی و تبعات بالای اجتماعی، زیست‌محیطی و حقوقی خواهد بود. لذا اگر مطالعات و تصمیم‌گیری در مورد این‌گونه طرح‌ها، عجولانه و تحت فشارهای غیرفنی و سیاسی باشد، اجرای آنها در مناطق گیرنده آب، موجب توسعه نامتوازن و در حوضه مبدأ موجب تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی می‌شوند که این موارد ضمن مغایرت با اصول توسعه، از هرگونه تعجیل در اجرای این طرح‌های جدید انتقال آب بین‌حوضه‌ای باید پرهیز کرده و ضمن تردید در آنها تنها در صورت تطبیق با اصول توسعه پایدار، ضوابط آمایش سرزمین و پایداری محیط‌زیست، نسبت‌به اخذ تصمیمات بهینه و صحیح اقدام کرد.
ازجمله نکات مهم پیامدهای منفی اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاسی «اجرای طرح‌های جدید انتقال آب» در حوضه کارون بزرگ بر مناطق پایین‌دست حوضه مبدأ (استان خوزستان) است. در این ارتباط می‌توان به تأثیرات طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای از کارون بزرگ، به مواردی به‌شرح زیر اشاره نمود:
اثرات منفی بر تولید انرژی برقابی سدهای زنجیره‌ای کارون.
عدم امکان تأمین آب مورد نیاز شبکه‌های وسیع آبیاری در خوزستان.
عدم اجرای حقابه‌های زیست‌محیطی.
افت چشمگیر کیفیت آب و آلودگی کارون و تبعات اجتماعی و زیست‌محیطی آن و آلودگی‌های روزافزون.
مسائل مربوط به تشدید مهاجرت از استان خوزستان و بروز مسائل امنیتی در مرزها.
سوءمدیریت منابع آب در سطح جلگه خوزستان شامل سایر منابع آبی به‌جز کارون و تشدید ریزگردها.
حوضه آبریز کارون بزرگ در سال۱۳۹۳دارای کسری بیلان آبی بیش از ۷۰ میلیون مترمکعب در سال بوده و این رقم در سال‌های آینده افزوده خواهد شد.
ازسوی‌دیگر با توجه به اینکه تاکنون تونل‌های متعدد احداث شده برای انتقال آب از حوضه کارون به زاینده‌رود، بیش از آنکه منجر به حل مشکل کم‌آبی این حوضه شود، سبب توسعه نامتوازن حوضه و ناپایداری محیط‌زیست رودخانه و تالاب گاوخونی شده و این امر باعث شده برنامه‌های اصلی توسعه پایدار (نظیر برنامه‌های توسعه گردشگری اصفهان) به‌خاطر افزایش آلودگی، رشد بیش از حد جمعیت، افت کیفیت آب، خشکیدن زاینده‌رود و… عقیم بماند؛ از این‌رو ضروری است قبل از تعجیل در اجرای طرح‌های جدید انتقال آب (مانند طرح‌های بهشت‌آباد، تونل گوکان، تونل گلاب و نظایر آن) که همگی حول محور مدیریت عرضه آب هستند و باعث می‌شوند برنامه‌های مدیریت تقاضا ناکام بماند؛ یک ارزیابی جامع از عملکرد طرح‌های قبلی صورت پذیرد و از نتایج حاصله در جهت اصلاح و بازنگری این‌گونه طرح‌ها استفاده کرد. در نتیجه برخی از اصول و معیارهای جامع مدیریتی که نه‌تنها در این طرح بلکه در کلیه طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای به‌کار گرفته شود، به‌شرح زیر ارائه می‌شود:
رعایت ضوابط، معیارها و اصول توسعه پایدار در مورد طرح‌های انتقال بین‌حوضه‌ای.
بازنگری در رویه تخصیص آب به طرح‌های انتقال بین‌حوضه‌ای با اولویت دادن به نیازهای حوضه مبدأ برای پیشگیری از منازعات و تعارضات منطقه‌ای در آینده بین حوضه‌های مبدأ و مقصد.
هماهنگ‌کردن برنامه‌های انتقال بین‌حوضه‌ای با طرح آمایش سرزمین، با اولویت دادن به استراتژی «جمعیت را به‌پیش آب ببریم» به‌جای استراتژی «آب را به‌پیش جمعیت ببریم».
کسب موافقت مردم، ارزیابی تفصیلی همه گزینه‌ها، بررسی سدهای موجود، حفظ و استفاده مشترک از رودخانه‌ها و وسیله امرار معاش، به‌رسمیت شناختن حقوق و سهیم شدن در منافع، تضمین عمل به تعهدات و پیروی از دستورالعمل‌ها برای توسعه و امنیت و وفاداری به ارزش‌های بنیادین (مانند برابری، پایداری، کارایی، عدالت، و…).
تعریف و بررسی جامع کلیه گزینه‌های ممکن و برآورد واقع‌بینانه در مورد درآمدها و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم و هزینه‌های جانبی زیست‌محیطی و اجتماعی برای حصول اطمینان از توجیه‌پذیری طرح.
اجرای برنامه‌های افزایش رفاه اجتماعی در حوضه مبدأ، به‌موازات طرح انتقال برای پیشگیری از مهاجرت ساکنان حوضه مبدأ که تحت‌تأثیر طرح انتقال هستند.
بررسی پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی، امنیتی و سیاسی انتقال از حوضه مبدأ بر مناطق پایین‌دست در شرایط خشکسالی.
در ناحیه مقصد باید در صورت استفاده از منابع جایگزین تأمین آب و انجام تمامی اقدامات منطقی برای کاهش تقاضا، بازهم در تأمین نیازهای فعلی و پیش‌بینی‌شده (و نه نیازهای آینده)، کمبود جدی وجود داشته باشد.
توسعه آتی حوضه مبدأ نباید به‌سبب کمبود آب با محدودیت چشمگیر مواجه شده و اگر حوضه مقصد زیان‌های وارده به حوضه مبدأ را جبران کند، اجرای طرح انتقال ممکن است توجیه‌پذیر باشد.
ارزیابی جامع پیامدهای اجتماعی، فرهنگی باید نشان دهد سطح معقولی از قطعیت وجود دارد که طرح انتقال، سبب بروز اختلال اساسی اجتماع، فرهنگی در حوضه مبدأ یا مقصد نخواهد شد. بااین‌حال، در طرح انتقال چنانچه برای جبران زیان‌های اجتماعی، فرهنگی غرامت‌های لازم پرداخت شود، ممکن است توجیه‌پذیر باشد.
منافع خالص ناشی از اجرای طرح باید عادلانه میان حوضه‌های مبدأ و مقصد تقسیم شود.
پی‌نوشت: اطلاعات و گزارش‌ها از منبع وزارت نیرو

*تورج فتحی . کارشناس محیط زیست و منابع آب

+روزنامه وقایع الاتفاقیه

تنظیم کننده:

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

موضوعات مهم
شبکه نظر۰
مطالب منتشر شده امروز : ۰